تبليغاتX
کودک دل

برای کودک دلی که همیشه عاشق بود ، عاشق ماند و همواره کودک

            تو  یادت  نیست

           ولی  من  خوب  به  خاطر  دارم 

                  که     برای  داشتنت   

                                دلی  را  به  دریا   زدم  

                       که   از  آب  واهمه  داشت ...

 bache ha (28)

 

+ تاريخ جمعه سی ام دی 1390ساعت 20:20 نويسنده اسپند |

 

دختر.دختران زیبا.عاشقانه

دلم به اندازه تمام شبهای سیاه و سرد زمستان

دلم به اندازه  متروکه های تنهایی گرفته است

دلم،

آبی اسمان را

سبزینگی بهار را

جوانه زدن بر شاخه های امید را

گم کرده است

دلم

اندازه تمام رنگهای قیر اندود  وتار  شب گرفته است

مرحم نمیجویم

تسکین نمیخواهم

که من از مداوا به این درد رسیده ام..

+ تاريخ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 21:32 نويسنده اسپند |

  شعری از           بهروز یاسمی

 

آمدی باز به خوابم که در آری پدرم

زندگی هر چه نیاورده بیاری به سرم

دست بردار از این شاعر بیچاره برو

نه فقط امشب و فردا شب و...یکباره برو

من بمیرم برو اما نروی برگردی

نروی باز پشیمان بشوی برگردی

گرچه آنقدر به من سر زده ای پیشترک

که به دیدار تو معتادم از این بیشترک

ولی ای دوست برو جان من این بار برو

نروی باز نیایی نروی باز...بیا !

+ تاريخ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 17:8 نويسنده اسپند |

                      

عشق برشانه ی هم چیدن چندین سنگ است 
 

                             دوستت دارم


ادامه مطلب
+ تاريخ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:57 نويسنده اسپند |

بک گراندهای جالب و دیدنی با موضوع آزاد - All Wapapers

با تو هر روز بهاری هستم

با سلامت دلخوش

با کلامت مستم

با تو وقتی هستم

همه دنیا زیباست

آسمان آبی تر

و زمین رنگین تر

 دشتها عاشقتر

و دلم  کلبه ای از جنس بهار و باران

با تو باران زیباست

با تو  هر روز بهاری هستم

با تو وقتی هستم

همه دنیا زیباست

آسمان آبی تر

و زمین رنگین تر.

 

+ تاريخ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:47 نويسنده اسپند |

 

+ تاريخ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:13 نويسنده اسپند |

 

عکس قلب عاشقانه,تصاویر قلب عاشقانه,love,heart

کاش متروکه ای بودم در دلش

تا کلاغهای شوم آن مزرعه را  که قصد غارت دارند پر دهم

کاش دکمه یپراهنش بودم

تا همه جا  در برش باشم  و

به روی هر ناکس باز نشوم

کاش زمین زیر پایش بودم

تا

مسیر  کج را  با کوهها  و دریاها مسدود کنم

و هدایتش کنم

به سوی گرمترین نقطهء زمین

جایی  که خانه من اوست

جایی همین نزدیکی ها

جایی در  دلم.

+ تاريخ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:0 نويسنده اسپند |

شعر از رضا کرمی


 




جنگ است ...سرم گم شده  در سایه ی گیسو

سخت است که اینگونه  سرافراز ببازی



پیراهن گلدار مرا  پُر نکن ای  عقل

 زخم از تن من بوده ، تو در باغ بنازی؟



وقتش نرسیده ست که با دختر احساس

یک زلف درآمیزی ویک بوسه بسازی



 عقل از سر شیدای من و شعر پریده است

گور پدر منطق و اسلوب و ریاضی



بگذار جهنم بشود عاقبت کار

بگذار حقیقت بشود:  عشق مجازی



یک عمر به دنبال گلی گم شده گشتم

از حافظیه ، تا سر میدان نمازی*

 

شعری از رضا کرمی

+ تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 13:50 نويسنده اسپند |

جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای نی غلطم، در دل ما بودهای
دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام ای که تو سلطان وفا بودهای
آه که من دوش چه سان بوده‌ام! آه که تو دوش کرا بوده‌ای!
رشک برم کاش قبا بودمی چونک در آغوش قبا بودهای
زهره ندارم که بگویم ترا « بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! »
یار سبک روح! به وقت گریز تیزتر از باد صبا بودهای
بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد باش که تو بنده بلا بودهای
رنگ رخ خوب تو آخر گواست در حرم لطف خدا بودهای
رنگ تو داری، که زرنگ جهان پاکی، و همرنگ بقا بودهای
آینه‌ی رنگ تو عکس کسیست تو ز همه رنگ جدا بودهای

                                                                                                             مولانا

+ تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 10:23 نويسنده اسپند |

پشت پنجره ی کلبه مون   چشمهای کودک دل  همیشه بی قرار آمدن توست.

 

اسپند

+ تاريخ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 11:59 نويسنده اسپند |

 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

سر بر شانه های خیالت می نهم 

که  فردا

 طلوع صبح بیداری  را نفرین کنم  بار دگر

 چرا  که  باز هم خیال خوش  شانه هایت را از من  خواهد ربود.

+ تاريخ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 23:58 نويسنده اسپند |

برای تو و خویش
چشمانی آرزو می
كنم
كه چراغ
ها و نشانه
ها را
در ظلمات
مان
ببیند.

گوشی
كه صداها و شناسه
ها را
در بیهوشی
مان

بشنود.

برای تو و خویش، روحی
كه این همه را
در خود گیرد و بپذیرد.


و زبانی 
كه در صداقت خود
ما را از خاموشی
خویش
بیرون كشد
و بگذارد
ار آن چیزها كه
در بندمان كشیده است
سخن بگوییم.

http://www.parand.se/ra-shamlo-sokout.htm

 

+ تاريخ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 15:3 نويسنده اسپند |

بهار بی تو سرد است

اما

زمستان با تو قشنگ تر بود ،

        

      خواستم بدانی ،

وقتی که که نیستی دستانم را در جیبم می گذارم تا گرم شود….

+ تاريخ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 23:4 نويسنده اسپند |

 

 

پرواز اعتماد را
با یكدیگر
تجربه كنیم.

وگرنه می
شكنیم
بال
های دوستیمان را.

+ تاريخ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 9:8 نويسنده اسپند |

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

بسیار وقتها


با یكدیگر
از غم و شادی خویش سخن ساز می
كنیم.
اما در همه چیزی
رازی نیست
.

گاه به سخن گفتن از زخم
ها نیازی نیست.

سكوتِ ملال
ها
از راز ما
سخن تواند گفت.

با صدای گرم شاملو

http://www.parand.se/ra-shamlo-sokout.htm

+ تاريخ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 8:57 نويسنده اسپند |

 

 

وعشق آبشاری بود در دشتی بکر و دست نیافتنی

که با تو یافتم آن بکر سبز و جاری را

در دستان گرم و آغوش تو

بگذار تمام عمرم را

کنار تو  و این آبشار بلند مهربانی سر کنم.

که من عاشق ترین زن  در این زمانم

 

حرفهای اسپندی تقدیم به تو

+ تاريخ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 23:22 نويسنده اسپند |

 

دهانت را می‌بویند
مبادا که گفته باشی دوستت می‌دارم.
دلت را می‌بویند

               روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

و عشق را
کنارِ تیرکِ راهبند
تازیانه می‌زنند.

               عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

در این بُن‌بستِ کج‌وپیچِ سرما
آتش را
        به سوخت‌بارِ سرود و شعر
                                         فروزان می‌دارند.
به اندیشیدن خطر مکن.

        
       روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

آن که بر در می‌کوبد شباهنگام
به کُشتنِ چراغ آمده است.

               نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابانند
بر گذرگاه‌ها مستقر
با کُنده و ساتوری خون‌آلود

            
   روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

و تبسم را بر لب‌ها جراحی می‌کنند
و ترانه را بر دهان.

               شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

کبابِ قناری
بر آتشِ سوسن و یاس

          
     روزگارِ غریبی‌ست، نازنین

ابلیسِ پیروزْمست
سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است.

               خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد.

 

و خدا را در پستوی خانه ام نهان کردم تا ندانند که دوستش می دارم.


+ تاريخ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 22:28 نويسنده اسپند |

 

دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است

هیچ کاری با ما ندارد..
خوابمان برد

بیدار شدیم دیدیم

آبستن تمام دردهایش شده ایم.

Hosein panahi AloneBoy.com vahm دانلود دکلمه “وهم” حسین پناهی
 


ادامه مطلب
+ تاريخ جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 13:38 نويسنده اسپند |

bache ha (38)

 

اگر این خانه به یاد تو سخن می‌گوید

پس چرا پنجره‌ها بسته‌تر از دیروزند؟

اگر این عشق زمین‌گیر نگاه تو شده

پس چرا ثانیه‌ها در نظرم می‌سوزند؟

 

همه‌ی شهر بدون تو نفس‌گیر شده

طاقتی نیست به جانم که صبوری بکنم

قسمت این‌گونه رقم خورد که تنها باشیم

قسمت این‌گونه رقم خورد که دوری بکنم

 

من و این لحظه‌شماری که تو را منتظریم

وامیدی که به این شام غریبان بستم

چشم بر راه و دلم بر کف و جانم بر لب

دوست دارم که بدانی،نگرانت هستم

 

آه از این دوری و از فاصله‌های تا تو

مرحبا بر من و بر طاقت جان‌فرسایم

باز شب تا به سحر را به تو می‌اندیشم

با حضور تو به سر می برم و تنهایم

 

سایه‌ای خسته شدم،تکیه به دیوار زدم

دست گیر از من مسکین که بسی محتاجم

آسمانم نفس خسته من را دریاب

من به این هم‌دلی و هم‌نفسی محتاجم

+ تاريخ چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 16:56 نويسنده اسپند |

این مطلبو یه دوست برام ایمیل کرده ازش ممنونم

مراقب افكارت باش كه گفتارت ميشود

مراقب گفتارت باش كه رفتارت ميشود

مراقب رفتارت باش كه عادتت ميشود.

مراقب عادتت باش كه شخصيتت ميشود

و مراقب شخصيتت باش كه سرنوشتت ميشود..

+ تاريخ چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 12:50 نويسنده اسپند |